|
سخت ترین کار ممکن رو داریم انجام می دیم که شاید قرنی یه دفعه برای هر دانشکده ای پیش بیاد! انتقال دانشکده به یه دانشکده جدید و نوساز!! که سخت ترین بخش انتقال، جا به جاییه کتابخونه است! + نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 16:16 توسط ترنجبين |
تو را به باد می سپارم، + نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386 18:56 توسط ترنجبين |
ابرهای کبر و خودبینی رو تاروند، همون حجم سرد که سرماش آتیشم می زد! + نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی 1386 12:58 توسط ترنجبين |
من که گفتم آرامش قبل از طوفانه! گفته بودم از چیزی بیم دارم. سرم اومد.... قلبم مورد هجوم تند باد قرار گرفته وذهنم مغشوشه..هیچ کس نمی دونه با خودم در گیر شدم. علی بی حوصله گیهام رو می بینه. گاهی به رو نمیاره و گاهی عصبانی می شه! تردید مثل خوره داره روحم رو می خوره...
منتظرم.. می دونم بالاخره این طوفان تموم می شه.. این بادهای سرد یه روزی، یه ساعتی، یه لحظه ای تموم می شن و خورشید در میاد. صبر می کنم تا بگذره این حجم سرد. فقط باید تحمل کرد تا بگذره.. من منتظر می مونم....
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 13:3 توسط ترنجبين |
واقعا اینجوریه؟! واقعا ایمان اوردن، مثل پریدن در تاریکیه؟ هیچ کس واقعا نمی فهمه درست پریده یا نه؟ همه به امید پریدن درست می پرند؟ یعنی منی که پریدم تو اسلام با اونی که پریده تو بهاییت یه جوریم؟ یا اونی که ایمان داره به مسیحیت و کسی که شیطان پرسته؟! یعنی اینقدر خدا راه و چاه رو نامعلوم آفریده که انتخاب مذهبمون عینه فال انگشت می مونه؟ اینکه چشمهامون رو ببندیم ببینیم دو سر انگشت های اشاره مون بهم می رسند یا نه؟! واقعا اینقدر الله بختکیه همه چیز؟ این همه پیامبر.. این همه ایمان آورنده این همه مرتد این همه کافر...یعنی همه شانسی یه وری پریده اند؟ فرق هم نمی کنه کجا پریدن فقط مهم اینه که نیتشون صاف بوده که انشالله درست پریدن و مهم اینه که آدمها به اونهایی که جهششون سمت و سوهای دیگه ای بوده احترام بذارند... احترام به این معنا که نگی کاری که تو می کنی گناهه کار من درست... احترام به این معنا که طرف هر کاری کرد تو با لبخند یا حتی بدون لبخند نگاه کنی.. کلا نظاره گر باشی چون اگه اعتراض کردی بی احترامی کردی؟ می شه به دینی نصفه و نیمه ایمان اورد؟ مثلا چهار حکمش رو قبول داشته باشی و شیش حکمش رو نه؟ چون بعضیها رو دوست داری بعضیهای دیگه دست و پا گیرند یا کسالت بار یا محروم کننده یا ..؟ می شه بگم من مسلمانم ولی خودم تعیین می کنم به کدوم قسمتهای آیینم ایمان میارم؟ ... روی بحثم با شخص خاصی نیست؛ چون سوء تفاهمی بیشتر نبود. مد نظرم همین دیدگاهه. دیدگاه یا بخت و یا اقبال...!!! + نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 8:59 توسط ترنجبين |
هیچ دغدغه ای ندارم. هیچ گونه عذاب وجدانی یا کار عقب افتاده ای. حتی دغدغه ء همیشگی زنانه ء" شام چی درست کنم؟" " ناهار فردا چی بخوریم؟" رو!! یا مثلا بچهء لجوجی داشته باشم که کلافه ام کنه. یا خواهر شوهر و مادر شوهری که تو کارم سرک بکشن و دخالت کنند! نه دعوایی داریم نه آزردگی! امیر حسین همیشه پدر و مادرش رو شاد و پر از انرژی می بینه. به نظرتون برای یه بچه خوبه اینقدر محیط زندگیش بدون تنش باشه؟! زیادی محیط پاستوریزه نیست؟! گاهی بیم این رو دارم که نکنه جنگ بشه! نکنه آرامشمون دستخوش طوفان سیاست بشه... اصلا چه معنی داره علی اینقدر خوب و عاشق باشه؟! چرا دعوامون نمی شه؟ چرا اینقدر روش تعصب دارم؟چرا نسبت به دغدغه های مالی بی تفاوت شدیم؟ چرا غمی نیست که ما رو تلخ کنه؟... یعنی اینها تاثیر اکسیر عشقه؟ یا آرامش قبل از طوفانه؟...من از این وضعیت نگرانم...!! شدم عینه مادری که فرزندش تبدیل شده به جوانی رعنا و شایسته...و مادر همیشه بیم سلامت جوان برومندش رو داره! براش اسپند دود می کنه و پشت سرش آب می ریزه.. زندگیه من هم برومند شده! به بار نشسته!! ...من نگران این آرامشم...!! + نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 9:48 توسط ترنجبين |
- "خوش به حالت نفیسه! همیشه می خندی! انگار هیچ غمی تو این دنیا نداری!" + نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 11:56 توسط ترنجبين |
دیشب علی با کیک و میوه و شیرینی اومد خونه. شب خوبی بود.. با چندتا تلفن کاملا غیر منتظره از بعضی فامیلها - مثل دختر داییه مامانم که از رشت تماس گرفت و تولدم رو تبریک گفت!!!!- و همینطور تلفنهای قابل انتظاری مثل تماس زینبی گل... اس ام اس زود هنگام فرزاد که برام باور کردنی نبود تولدم رو به خاطر داشته باشه.. و اس ام اس عجیب یکی دیگه از فامیلهای خودم که تبریکش رو با چهارتا متلک فرستاده بود!! انگار مجبورند..!! و امروز صبح که با دیدن شعر زیبای دوستی بدون نام کاملا غافلگیر شدم!! شعر روحتما در کامنتدونی این وبلاگ هم می ذارم تا شاید خودشون رو معرفی کنند.... یکی از بهترین تولدهام بود..خدا رو شکر می کنم! + نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386 10:1 توسط ترنجبين |
|
| ||||||