تبليغاتX
روزهاي بلـــــــــــــــــــــند - چرخ بدکردار

روزهاي بلـــــــــــــــــــــند

- "خوش به حالت نفیسه! همیشه می خندی! انگار هیچ غمی تو این دنیا نداری!"
نگاهش می کنم. به لاغری بیش از حدش! به لبهای رنگ پریده اش به موهای بورش که با کش قهوه ای بسته شدن.. به شونه هاش که اینقدر کوچیک شدن که کمی از دور یقه اش فاصله دارند. انگار یقه ء گرد و ساده بلوزش برای شونه ها و گردن لاغرش زیادی گشاده! حق داره! من هیچ مشکلی ندارم.
-" ای بابا مهسا جون، مگه تو این دنیا ادم بدون مشکل هم وجود داره؟ من سعی می کنم مشکلاتم رو بریزم تو خودم! اینه که می بینی همیشه می خندم!
 از دروغی که می گم عقم می گیره! از موضع روانشناسانه ام!"
-" ولی من دیگه حتی می ترسم که بخندم! چون هر وقت که می خندم به یه مشکل بزرگتر بر می خورم!!  پلکهاش بی حال بهم می خوره. اشکش روی گونه اش می ریزه...
یه تی پا می زنم به منبر روانشناسیم! .... بغلش می کنم...

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 11:56 توسط ترنجبين |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

هر چه باد باد
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

بهمن 1386

دی 1386



پیوندها

قاطي پلو
شفاخانه
قهوه قجری
عسل و شكر
هفته‌هاي من
پاراگراف دوم
بر باد داده
بی سرزمین تر از باد
زندگی در پاورقی
آواز
غزال
دنیا 2روزه
ای هستی با تو میرقصم
دکوراسیون
روزنگار خانم شین
خودنویس
خیاط باشی
در روزگار جهل شعور خود جرم است!!!
تزيين و دکوراسيون


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS