|
واقعا اینجوریه؟! واقعا ایمان اوردن، مثل پریدن در تاریکیه؟ هیچ کس واقعا نمی فهمه درست پریده یا نه؟ همه به امید پریدن درست می پرند؟ یعنی منی که پریدم تو اسلام با اونی که پریده تو بهاییت یه جوریم؟ یا اونی که ایمان داره به مسیحیت و کسی که شیطان پرسته؟! یعنی اینقدر خدا راه و چاه رو نامعلوم آفریده که انتخاب مذهبمون عینه فال انگشت می مونه؟ اینکه چشمهامون رو ببندیم ببینیم دو سر انگشت های اشاره مون بهم می رسند یا نه؟! واقعا اینقدر الله بختکیه همه چیز؟ این همه پیامبر.. این همه ایمان آورنده این همه مرتد این همه کافر...یعنی همه شانسی یه وری پریده اند؟ فرق هم نمی کنه کجا پریدن فقط مهم اینه که نیتشون صاف بوده که انشالله درست پریدن و مهم اینه که آدمها به اونهایی که جهششون سمت و سوهای دیگه ای بوده احترام بذارند... احترام به این معنا که نگی کاری که تو می کنی گناهه کار من درست... احترام به این معنا که طرف هر کاری کرد تو با لبخند یا حتی بدون لبخند نگاه کنی.. کلا نظاره گر باشی چون اگه اعتراض کردی بی احترامی کردی؟ می شه به دینی نصفه و نیمه ایمان اورد؟ مثلا چهار حکمش رو قبول داشته باشی و شیش حکمش رو نه؟ چون بعضیها رو دوست داری بعضیهای دیگه دست و پا گیرند یا کسالت بار یا محروم کننده یا ..؟ می شه بگم من مسلمانم ولی خودم تعیین می کنم به کدوم قسمتهای آیینم ایمان میارم؟ ... روی بحثم با شخص خاصی نیست؛ چون سوء تفاهمی بیشتر نبود. مد نظرم همین دیدگاهه. دیدگاه یا بخت و یا اقبال...!!! + نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 8:59 توسط ترنجبين |
|
| ||||||