تبليغاتX
روزهاي بلـــــــــــــــــــــند - به من سیلی بزنید! شاید نخوابیدم!

روزهاي بلـــــــــــــــــــــند

ابرهای کبر و خودبینی رو تاروند، همون حجم سرد که سرماش آتیشم می زد!
اومدم بگم که دوباره ایمان اوردم، از نو!
من به یقین رسیدم:
حالا ایمان دارم به بی ایمانیم، به حماقتم، به تکبرم که جزئی از حماقتم بود.
یقین دارم به جهالتم....
خواب دیدم نوزادی دارم. نوزادی در اغوشم بود که باید پرورش رو از ابتدا با او آغاز می کردم...
دیر شده..میدونم! سی و یک سالگی برای از ابتدا آغاز کردنها دیره. به اندازه تمام روزها و ساعتهای سی و یک سال گذشته..من توانش رو ندارم.. سردمه و نباید بخوابم........ولی.. من دوست دارم بخوابم

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی 1386 12:58 توسط ترنجبين |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

هر چه باد باد
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

بهمن 1386

دی 1386



پیوندها

قاطي پلو
شفاخانه
قهوه قجری
عسل و شكر
هفته‌هاي من
پاراگراف دوم
بر باد داده
بی سرزمین تر از باد
زندگی در پاورقی
آواز
غزال
دنیا 2روزه
ای هستی با تو میرقصم
دکوراسیون
روزنگار خانم شین
خودنویس
خیاط باشی
در روزگار جهل شعور خود جرم است!!!
تزيين و دکوراسيون


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS